فنون جديد در كشاورزي ايران
يك شرط اساسي براي آشنايي با كشاورزي ايران، تميز بين فن توليد ـ تكنيك و ابزار ـ و سازمان توليد است. فن توليد كه هم حاصل تجربه باشد و هم مرتبط با آلات و ابزار مربوط به كشت، در طي قرون و اعصار و تا حدود يكصد سال پيش، تقريبا" در تمامي جهان يكسان بود و سپس با اختراع ماشين و تراكتور پا به عرصه نويني گذاشت. رفته رفته با اختراع و ايجاد وسايل ديگري از قبيل بذرپاش و كمباين و ... اين فن‌آوري تكميل گشته، تا به احوال امروزي رسيد كه در برخي از كشورها به طور كامل و در بعضي ديگر از جمله در ايران كم و بيش از آنها استفاده شده است. ليكن سرعت قبول اين فن‌آوري جديد درايران به چندين عامل مختلف بستگي داشته كه سهم كم آن مربوط به جامعه دهقاني و سهم بيشتري از آن به موانعي ديگر و از جمله به دولت و سياست آن مربوط بوده است.
در كشاورزي ايران، اگر قبول و شيوع فنون جديد در ميان جامعه دهقاني دير صورت پذيرفته، يا انتقال آن كُند بوده و علاقه‌مندانِ به پيشرفت را دل‌آزرده كرده است، دليلي براي مردود دانستن كشاورزي ايران و تحقير آن نمي‌تواند محسوب شود. زيرا مثال‌هاي هزار گونه فراواني مي‌توان از گوشه و كنار كشور ارائه داشت كه دهقانان با چه رغبت و شوقي به استقبال فنون جديد رفته‌اند و با تمايل فراواني آنها را پذيرفته‌اند. در هيچ كجا هم نشاني از عدم رغبت آنان در پذيرش فنون جديد ديده نشده است، بلكه به جد، اين امر دور از خلقيات و روحيه ملي روستاييان ماست. تا آنجا كه حتي براي پذيرش اين فنون، چنانچه تطابقي هم با شكل تازه‌اي از سازمان توليد روستا لازم بوده است، آن را قبول كرده و بدان تن در داده‌اند.

[محمديوسف نوري. مفاتيح الارزاق. تصحيح دكتر هوشنگ ساعدلو. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، 1381.مقدمه مصحح، ص نود و سه.]